تبلیغات
آریــــــــــــوداد
منوی اصلی
آریــــــــــــوداد
آریوداد در ایران باستان به معنای داده و فرزند ایران بوده است
  • این روزها کلیپ کتک‌کاری مأمور شهربان با یک بساط‌گستر در شبکه‌های اجتماعی رد و بدل می‌شود و هر یک به طریقی هنگام بازنشر آنها را مورد عنایت خود قرار میدهیم بی‌توجه به آنکه اساس این ماجرا از کجاست و چرا باید بارها شاهد اتفاقاتی اینچنین در کشور باشیم.

    دوستان نازنینم لطفاً از واژگان گردن‌کلفت استفاده نکنید. همه ما تنها بخش چند ثانیه‌ای از فیلمی را دیدیم که فیلمبردارش را هم نمی‌شناسیم! و چون کارگردانش هم خود فیلمبردار است، بی شک ابتدا و انتهای آن درگیری را ندیده‌ایم. #قضاوت_نکنیم هشتگ زیباییست که به رخ دیگران میکشیم اما گاهی قضاوت میکنیم!! تردیدی نیست که حرکت زشت و ناپسند مأموران معبربان شهرداری و انتظامی مورد سرزنش و بیزاری همه ماست و هیچ عذری هم برای کتک زدن یک شهروند موجه نیست. اما خیلی مسائل هست که مطلع نیستیم چرا که تشخیص برخی مسئولان این است که ما ندانیم!

    دستفروشانی که به ظاهر نان حلال میبرند و دلمان برایشان میسوزد، در پیاده‌روها پشتشان می‌ایستیم و از ایشان در مقابل مأموران شهرداری حمایت می‌کنیم و حتی گاهی با همکاری هم مأموران را کتک می‌زنیم، گاهی چهره‌ای کاملا متفاوت از آنچه بظاهر مظلوم می‌نمایند دارند! براستی در زمان کتک خوردن همین مأموران و "قمه‌کشی" امثال همین دستفروشان با «حمایت مردم رهگذر» ، این دوربین‌های همیشه در صحنه کجاست؟

    این قلم‌های تند و تیز و بدگو کجا هستند؟

    #سد_معبر به خودی خود جرم است؛ فرار مالیاتی و... بدنبال دارد.

    لطفاً نگویید که چون درآمد ندارند مجبورند بجای بالا رفتن از دیوار مردم و کسب لقمه‌ای نان حلال دستفروشی کنند یا پول اجاره مغازه ندارند و... «تمام» دستفروشانی که در برخی مناطق خاص بساط‌گستری می‌کنند (مناطق پر رفت و آمد شهری) برای همان یک وجب جا که در طول روز بساطشان را آنجا پیاده می‌کنند اجاره‌بهای هنگفتی بصورت روزانه و در مواردی ساعتی پرداخت می‌کنند! پس پول هست!

    در موارد بسیاری بخصوص در همین معابر پر رفت و آمد نظیر خ ولیعصر، دستفروشان بسیاری با همکاری دو نهاد شهرداری و انتظامی به جرم هتک حرمت نوامیس مردم (در آن شلوغی - در مواردی حتی شرط‌بندی برای انجام حرکتی بسیار زشت و هتک حرمت بانوان در کنار همسر یا پدرانشان! )،فروش مواد مخدر و... دستگیر شده‌اند.

    همه دستفروشان مجرم نیستند،اما بساط‌گستری بستر را برای برخی که اساساً شغلشان چیز دیگری است مهیا میکند.

    کلام پایانی اینکه در آن فیلم ، جنگی تمام عیار دیدیم بر سر لقمه‌ای نان! یکی با بساط‌گستری و عبور از قانون و دیگری در خدمت قانون. آن یکی از راه فروش محصولاتی که مشخص نیست چقدر به بدنه جامعه،سلامت مردم،تولید ملی و... ضربه می‌زند و این یکی برای حفظ کاری که هیچ امنیت شغلی‌ای هم ندارد اما حفظ آب‌باریکه است!

    آن یکی بساطش سرمایه‌اش است و نباید اجازه دهد هستیش نیست شود و این یکی اگر بساط را جمع نکند آب‌باریکه‌اش خشک می‌شود!

    به همین راحتی! جنگ بر سر نان است!

    در این گیر و دار و هیاهو، یادمان نرود که از مسئولان مطالبه کنیم:

    چرا اوضاع معیشت مردم تا این حد بد شده که برای لقمه‌ای نان باید با هم بجنگند؟!

    چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید...


    آخرین ویرایش: یکشنبه 26 آذر 1396 01:41

    ارسال دیدگاه
  • به نظر میاد که تبلیغات اسپم در بخش نظرات و همین طور در لینکستان وبلاگ‌های میهن‌بلاگ همچنان با هجوم روز افزون ادامه داره و مدیران میهن‌بلاگ هم هیچ‌گونه برنامه‌ای برای مقابله با این مشکل کاربران ندارند..!!
    این مشکل به راحتی قابل حله و مشخص نیست چرا هیچ کاری صورت نمی‌گیره. شاید مدیران میهن‌بلاگ مشغول سرویس‌های جدیدتر مثل فیلیمو و آپارات هستند و شاید به زودی بعد از غیر فعال شدن کلوب نوبت بعدی به میهن بلاگ برسه...


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 2 آذر 1396 22:26

    ارسال دیدگاه
  •  مجید انتظامی استاد نوازنده ساز ابوا در ایران و از نوابغ آهنگسازی به خصوص در عرصه موسیقی متن فیلم می باشد. از جمله کارهای ماندگار وی می توان به «از کرخه تا راین» ، «بوی پیراهن یوسف» ، «آژانس شیشه ای» ، «نغمه» ، «ترن» ، موسیقی نوستالژیک انیمیشن «بچه های سرزمین آلپ» و بسیاری آثار دیگر در ارکستر سمفونیک تهران اشاره نمود.
    مستند ابوایست به روزهای زندگی این هنرمند پرداخته است که پیشنهاد می‌کنم آن در تماشا نمایید. مشترکان سایت فیلیمو می‌توانند این فیلم را در ژانر مستند بیابند.
    تهیه‌کننده و کارگردان این فیلم مستند امیرصادق محمدی می‌باشد.


    آخرین ویرایش: یکشنبه 14 آبان 1396 12:45

    ارسال دیدگاه
  • شاید مضحک‌ترین صحنه‌ی صبح این روزهای تهران رو من رقم می‌زنم!
    صبح با ماسکی فیلتردار بر صورت سوار بر خودرویی تک سرنشین به سمت محل کارم در حرکتم..!!
    آقایان مسئول لطفا فکری به حال حمل و نقل عمومی کنید.
    به هیچ عنوان دوست ندارم با خودروی شخصی به محل کارم رفت و آمد کنم و موجب آلودگی هوای شهری بشم که من و خانواده‌ام وهمشری‌هام در اون تنفس می کنیم؛ احتمالاً خیلی از همشریان من هم به درد من دچارند! فاصله‌ی زیاد منزل تا محل کار و کمبود وسایل نقلیه عمومی و خطوط مستقیم عمومی.
    اوایل که با وسایل عمومی به محل کارم میرفتم حدودا روزی ۴ ساعت در رفت و برگشت بودم که با وسیله نقلیه شخصی به ۲ ساعت کاهش پیدا کرده. این رو اضافه کنید به هزینه رفت و آمد با وسایل عمومی که باید به قولی ۴ کورس مسیر تغییر بدم و با وجود این هزینه و اون زمانی که میگذارم به دلیل کمبود وسایل نقلیه باید همیشه تحت فشار هم باشم و اذیت بشم!
    اینه که طبیتا ترجیح میدم با خودروی شخصی تک سرنشینم با آسودگی بیشتر و زمان کمتر به محل کارم برم...
    من و امثال من میدونیم که تک‌سرنشینی اصلا خوب نیست اما لطفاً از شعارزدگی خارج بشید و به مسئولین بفرمایید فکر راه چاره باشند به جای پر کردن جیب خود و اقوام و آشنایانشون...


    آخرین ویرایش: دوشنبه 1 آبان 1396 08:26

    ارسال دیدگاه
  • برای هر فردی به عنوان خواننده یک کتاب، عوامل زیادی در انتخاب کتاب و خواندن آن موثر است؛ در کنار موضوع کتاب که اصلی‌ترین مشوق برای انتخاب آن است، لحن نوشتار، ساده گویی و قابل فهم بودن و عاری از غلط‌های ویرایشی و املایی ، در خواندن کتاب اهمیت به سزایی دارد.

    زمانی که کتاب با عجله و بی‌حوصلگی تمام منتشر می‌شود، نتیجه‌اش عدم استقبال خوانندگان و نارضایتی آنها را فراهم می‌آورد. غلط‌های املایی زیاد و متن سنگین و دور از زبان روز، عدم توجه به قواعد ویراستاری و حتی جنس و رنگ کاغذ کتاب از عواملی است که ممکن است هر خواننده‌ای را از ادامه کتاب منصرف کند.

    متاسفانه بعضی کتاب‌ها از جمله کتاب تاریخ ایران از آن دست کتابهایی است که در ویراستاری آن کم‌دقتی شده است. با قیمت‌های امروزی کتاب، روبرو شدن با کتابی که حتی غلط املایی‌اش هم تصحیح نشده برای خریدار قابل قبول نیست.


    امیدوارم ناشران گرامی توجه بیشتری به ویراستاری و حقوق خوانندگان داشته باشند.


    آخرین ویرایش: جمعه 28 مهر 1396 01:01

    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 102 1 2 3 4 5 6 7 ...