منوی اصلی
آریــــــــــــوداد
آریوداد در ایران باستان به معنای داده و فرزند ایران بوده است
  • دیروز اولین روزی بود که بعد از مدت‌ها پایم را به دانشگاه میگذاشتم. چه روز سختی بود... 
    و امروز و در این لحظه هم دانشگاه هستم. ساعت ۱ تا ۳ کلاس محاسبات عددی داشتم و ساعت ۵ هم علم مواد دارم... حیاط دانشگاه را سر پوشیده کرده‌اند و بخاری هم دارد. قبلا نداشت..!! تنها روی صندلی کنار بخاری لم داده‌ام و حسرت روزهای گذشته را می‌خورم... هم دوره‌ای‌ها لیسانسشان را گرفته‌اند اما من هنوز اندر خم همان کوچه اول هستم....
    چهره‌ها دیگر آشنا نیستند... 
    حس غربتی که الان دارم مرا بیاد غروب‌های دل‌گیر پادگانمان در بیرجند می‌اندازد....
    چقدر عقب افتاده‌ام از زمان...
    و جبرانش چه دشوار است...
    گرچه نشدنی نیست و نا امید شیطان است..!!!


    آخرین ویرایش: دوشنبه 18 بهمن 1395 16:08

    ارسال دیدگاه
  • نه تو می مانی
    نه اندوه
    و نه ، هیچ یک از مردم این آبادی
    به حباب نگران لب یک رود ، قسم
    و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
    غصه هم  ، خواهد رفت
    آن چنانی که فقط ، خاطره ای خواهد ماند
    لحظه ها عریانند
    به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز
    تو به آیینه
    نه
    آیینه به تو ، خیره شده است
    تو اگر خنده کنی ، او به تو خواهد خندید
    و اگر بغض کنی
    آه از آیینه دنیا ، که چه ها خواهد کرد
    گنجه دیروزت ، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف
    بسته های فردا ، همه ای کاش ای کاش
    ظرف این لحظه ، ولیکن خالی است
    ساحت سینه ، پذیرای چه کس خواهد بود
    غم که از راه رسید ، در این سینه بر او باز مکن
    تا خدا ، یک رگ گردن باقی است
    تا خدا مانده، به غم وعده این خانه مده
    شاعر : کیوان شاهبداغ خان


    به خدا امید و توکل همیشگی داشته باشیم - آریوداد

    پی‌نوشت:
    این شعر بسیار زیبا در تلگرام برای من ارسال شد و البته با نام سهراب سپهری بزرگوار! از آنجایی که عموماً اشعار و مطالبی که به نام بزرگان در فضاهای مجازی منتشر می‌شود خلاف واقع است و آن بزرگواران هرگز آن شعر را نسروده و یا آن سخن را نفرموده‌اند -مثال تکه سخنان زیبایی که بنام مرحوم حسین پناهی عزیز و یا خسرو شکیبایی مهربان و... منتشر می‌شود- کنجکاو شدم که ببینم واقعاً این شعر سروده سهراب است یا خیر؟! البته از لحاظ فنی که تفاوت‌ها را متوجه نمی‌شوم اما حال و هوای شعر شبیه حال و هوای اشعار سهراب است... در نهایت اما ، با جستجوی کوچکی متوجه شدم شاعر این شعر زیبا نامش کیوان شاهبداغ است. خوب است که قبل از بازنشر و لمس کلید Forward فکر کنیم که آیا مطلبی که در انتشارش سهیم می‌شویم درست است یا نه؟!

    بعدتر نوشت:
    دو مصرع آخر بسیار دلنشین و پرمعناست:

    تا خدا ، یک رگ گردن باقی است
    تا خدا مانده، به غم وعده این خانه مده


    آخرین ویرایش: شنبه 16 بهمن 1395 10:05

    ارسال دیدگاه
  • یکی از دوستان در تلگرام پیامی فرستاد که باز نشرش خالی از لطف نیست:

    در کشور دانمارک با قطار سفر میکردم. بچه‌ای بسیار شلوغ می‌کرد ؛
    خواستم او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید. آن بچه قبول کرد و آرام شد. قطار به مقصد رسید و من هم خیلی عادی از قطار پیاده شده و راهم را کشیدم و رفتم. ناگهان پلیس مرا خواند و اعلام نمود شکایتی از شما شده مبنی بر اینکه به این بچه دروغ گفته ای، به او گفته‌ای شکلات میخرم ولی نخریدی ...!
    با کمال تعجب بازداشت شدم! در آنجا چند مجرم دیگر بودند مثل دزد و قاچاقچی! آنها با نظر عجیبی به من می‌نگریستند که تو دروغ گفته ای آن هم به یک بچه! به هر حال جریمه شده و شکلات را خریدم و عبارتی بر روی گذرنامه ام ثبت کردند که پاک نمودن آن برایم بسیار گران تمام شد ...!
    .
    آنها گدای یک بسته شکلات نبودند، آنها نگران بدآموزی بچه شان بودند و اینکه اعتمادش را نسبت به بزرگترها از دست بدهد و فردا اگر پدر و مادرش حرفی به او زدند او باور نکند! اما در کشور ما، گول زدن به عنوان روش تربیتی استفاده می شود ...
    وقتی بچه زمین می‌خورد و والدین زمین را کتک می‌زنند تا کودک آرام شود (کار تربیتی بسیار اشتباه)، وقتی می‌گویند اگر فلان کارو بکنی لولو میاد، اگر با غریبه حرف بزنی می‌دزدنت، اگر فلان کارو کنی کلاغِ به بابات خبر میده ...
    یک طفل معصوم باید در ایران گول بخورد تا یاد بگیرد چگونه گول بزند یا گول نخورد ...

     دکتر محمدعلی ایزدی


    آخرین ویرایش: شنبه 9 بهمن 1395 01:37

    ارسال دیدگاه
  • روز دوشنبه برای خرید مودم TD-LTE ایرانسل در جشنواره‌ای که گذاشته بود اقدام کردم و روز سه‌شنبه این مودم به دست من رسید. البته سیم‌کارتش فعال نبود و امکان اتصال نداشت تا این لحظه. به محض اتصال اولین کاری که کردم تست سرعت بود. در منزل ما مودم ۳ خط از ۴ خط آنتن موجود روی مودم  روشن بود و این هم نتیجه‌ی تست سرعت اتصال:
    [http://www.aparat.com/v/SChrB]


    البته این احتمال وجود داره که با جابجا کردن مودم بطوریکه احتمالا هر ۴ خط پر بشه سرعت دانلود افزایش پیدا کنه. تست سرعت نمایش داده شده در فیلم نتیجه‌ای است که سایت ایرانسل ارائه میده ؛ مشابه این تست رو در اینجا هم انجام دادم و این هم نتیجه :

    تست سرعت مودم نسل ۴ ثابت ایرانسل

    پی نوشت:

    با توجه به هزینه‌ای که پرداختم و مقایسه‌ی اون با گزینه‌هایی که در ایران و در این منطقه پیش روی من بود خرید بسیار با صرفه‌ای بود. در محله‌ی ما که منطقه ۱۷ تهران است اینترنت ADSL فقط از طریق مخابرات قابل ارائه است که برای اشتراک سرعت ۱ مگ اسمی (با سرعت دانلود ۱۲۰ کیلوبیت) بابت هر گیگ ۳۸۰۰ تومان باید پرداخت که بعد از یکسال اشتراک و قطعی و وصلی‌های مکرر و سرعت پایین از تمدیدش خودداری کردم و بعد از اون هم از بسته‌های اینترنت همراه ایرانسل استفاده کردم که میانگین با در نظر گرفتن بازه‌ی زمانی متفاوت و میزان حجم خریداری شده تقریبا هر گیگ بین ۳ تا ۴۰۰۰ تومان پرداخت می‌کردم. اما حالا برای ۱۵۰ گیگ یکساله که ۵۰ گیگش شبانه است ۱۷۷۰۰۰ تومان پرداخت کردم. بدون لحاظ کردن حجم شبانه یعنی ۱۰۰ گیگ ۲۴ ساعته‌ای که این بسته داره یعنی بابت هر گیگ ۱۷۰۰ تومان پرداخت کردم و این رو هم باید در نظر گرفت که چه سرعتی رو حالا در اختیار دارم. البته هنوز هم اینترنت در ایران بسیار گران است و این فقط مقایسه‌ی بین گزینه‌های پیش روی من بود و دلیلی برای رضایت از میزان هزینه‌ی اینترنت نیست. چرا که در دنیا هزینه‌های بسیار پایین‌تری پرداخت میشه!

    KING - 1


    بعدتر نوشت:

    این آخرین تست سرعتیه که با آنتن پر زمانی که مودم رو در نزدیکی پنجره گذاشتم گرفتم. و این حد نهایی سرعت دریافتی منه.



    آخرین ویرایش: دوشنبه 28 فروردین 1396 00:09

    ارسال دیدگاه
  • حکایت چکاوک پندآموز


    آورده‌اند که روزی چکاوکی به صاحبش گفت که اگر مرا رها کنی ۳ پند به تو خواهم آموخت.
    مرد قبول کرد و چکاوک گفت:
    پند اول اینکه هرگز حرف محال را باور نکنی.

    مرد که از این پند خوشش آمده بود چکاوک را رها کرد. چکاوک روی شاخه‌ای نشست و گفت اکنون پند دوم:
    هرگز حسرت گذشته و چیزی که از دست داده‌ای را نخور.

    سپس گفت :
    من درونم دری ۳۰۰ گرمی داشتم که تو می‌توانستی با آن به اموال زیادی برای خود و خانواده‌ات دست پیدا کنی و حالا که مرا رها ساخته‌ای این سعادت از دستت رفته است.
    مرد شروع کرد به شیون و زاری و افسوس که چرا چکاوک را رها ساخته است.
    چکاوک گفت:
    مگر نگفتم هرگز حسرت چیزی که از دست رفته را نخور و همچنین مگر نگفتم که حرف محال را باور نکن؟ من کلاً 100 گرم بیشتر وزن ندارم! چطور دری ۳۰۰ گرمی را درون خود جای داده‌ام.
    مرد وقتی متوجه شد که چکاوک دروغ گفته و دری وجود نداشته سکوت کرد و از اینکه چیزی از دست نداده خوشحال شد. سپس به چکاوک گفت:
    پند سومت چیست؟

    چکاوک پاسخ داد با آن دو پند اول چه کردی که سومی را به تو بگویم؟!


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 14 بهمن 1395 20:15

    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 91 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...