بعد از مدت‌ها امشب فرصتی دست داد تا به تماشای دو فیلم سینمایی بنشینم. دو فیلم از دو سینمای متفاوت... اولی از سینمای ایران و دومی از سینمای هند...

بادیگارد ساخته استاد ابراهیم حاتمی‌کیا ، اولین فیلمی بود که تماشا کردم...
طبق انتظار ، فیلم سناریوی جالبی داشت با قهرمانی بازمانده از جنگ و شخصیتی معترض به اوضاع پس از جنگ... معترضی که در اکثر آثار حاتمی‌کیا حضور پررنگی دارد. بادیگارد را دوست داشتم و البته بازی استاد پرویز پرستویی که بازیگر مورد علاقه من هستند.

فیلم دوم اما از سینمایی متفاوت ، سینمای بالیوود بود.
وزیر...
با بازی درخشان آمیتاب باچان. این فیلم را هم دوست داشتم. سناریوی جذاب و بازیگران هنرمند این فیلم از ویژگی‌هایی هستند که موجب می‌شوند تا شما را برای تماشای این فیلم تشویق کنم.

اما در نهایت به نظرم میرسد چرخه سینما همچون خیلی چیزهای دیگر راه بسیاری برای اینکه در مسیر پیشرفت و راه درست قرار بگیرد دارد. همه‌ی ما سینمای هند را به تخیل‌گرایی و قهرمان‌هایی با قدرت‌های غیر عادی می‌شناسیم. اما چیزی که در سینمای هند نقطه جذابیت ماجراست تعلیقی است که در بیشتر فیلم‌های این سینما دیده می‌شود و معمولاً فیلم‌ها آن طوری تمام می‌شوند که ما اصلاً انتظارش را ندشتیم. دقیقاً عکس اتفاقی که در بیشتر فیلم‌های ایران اتفاق می‌افتد و معمولاً بیننده از اواسط فیلم قدرت حدس زدن انتهای فیلم را خواهد داشت و گاهی چند حدس می‌زند که یکی از آنها درست از آب در می‌آید.

از آنجا که سواد کافی در زمینه‌ی سینما ندارم صحبت بیش از این جایز نیست. نیت فقط معرفی این دو فیلم زیبا از نظر بنده بود.