تبلیغات
آریــــــــــــوداد - مطالب ابر شبکه های اجتماعی
منوی اصلی
آریــــــــــــوداد
آریوداد در ایران باستان به معنای داده و فرزند ایران بوده است
  • قند پارسی ـ آریوداد

    از قدیم این جمله را به یاد داریم : "فارسی زبان شیرینی است".

    اما این روزها حال زبان مادری چندان خوش نیست. از زمانی که "فیـنـگیـلیـش" زبان ارتباط ما ایرانی‌ها شد زنگ خطری برای زبان فارسی به صدا در آمد. زنگ خطری که مسئولان صدای آن را نشنیدند. نسل به نسل غلط‌های املایی وارد زبان فارسی شده است؛ از زمان ورود شبکه‌های اجتماعی مبتلا به بیماری جدیدی بنام مختصر نویسی نیـــز شده‌ایم! از به کار بردن "ب" بجای "به" ، "اصن" یا "اسن" یا "اصلن" بجای "اصلاً" ، "راسی" بجای "راستی" ، "کصافط" بجای "کثافت" ، "وخ" بجای "وقت" ، "آغا" بجای "آقا" و "حتا" بجای "حتی"و چقد و اینقد و فک کنم و ... بگیرید تا اینکه این روزها بین علما هم اختلاف افتاده که کدامیک صحیح‌تر است؟

    "خواهـر" یا خاهر"؟
    "خواستن" یا "خاستن"؟
    "برگزار" یا "برگذار"؟
    "پرندگان" یا "پرنده‌گان"؟

    فارسی زبان شیرین مادری ماست. لطفاً اگر دوست ندارید روزی برسد که فرزندانمان حتی بلد نباشند کلمات "پدر" و "مادر" را بنویسند ، فارسی را آن‌طور که راحتید ننویسید!


    آخرین ویرایش: سه شنبه 17 آذر 1394 17:11

    ارسال دیدگاه
  • شبکه‌های اجتماعی - تهدید یا فرصت؟ / آریوداد

    امشب در برنامه‌ی مسیر مبحث خوبی مورد بررسی قرار گرفت گرچه مهمانان چندان که باید و شاید فرصت حضور و ارائه‌ی نظر نداشتند.

    در بخش اول یکی از میهمانان آقای مومن‌نسب و دیگری یک شخصیت روحانی بود که متأسفانه نام ایشون رو به یاد ندارم. 
    نظر شخص روحانی درباره‌ی اینترنت و سایت‌هایی که فیلتر هستند این بود که با چاقو هم می‌توان میوه پوست گرفت و هم می‌توان کسی را به قتل رساند و به عقیده‌ی ایشان مهم این است که دسته‌ی چاقو دست چه کسی باشد؟ معتقدم نظر ایشان قابل اعتنا و احترام است گرچه ایشان با فیلترینگ به همین روش موجود موافقند و من در این زمینه مخالفم.
    آقای مومن‌نسب هم بحثی مطرح کرد با این مضمون که شبکه‌های اجتماعی در اینترنت و تلفن‌های همراه موجب دوری افراد از یکدیگر ، زن و شوهر ، مادر و پدر و فرزندان از همدیگر شده است. که این هم برای شخص من قابل قبول است.
    در بخش دوم هم مؤسس وب‌سایت بلاگفا -آقای علیرضا شیرازی- و یکی از طراحان نرم‌افزار بیسفون به برنامه دعوت شدند که به نظرم حرف قابل اعتنایی رد و بدل نشد و در مجموع به دلیل زمان بسیار کمی که در اختیار این عزیزان قرار گرفت ، برنامه‌ی مسیر فقط به صورت زیرکانه جواب‌هایی را که نیاز داشت از زبان آنها دریافت کرد!

    و اما...!!
    بهانه‌ی اصلی نوشتن این مطلب نه تماشای این برنامه ، که اتفاقی بود که امشب در مقابل دفتر محل کارم شاهد آن بودم. نخست اینکه باید بپذیریم رسانه‌های اجتماعی اعم از شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای ، شبکه‌های اجتماعی تلفن‌های همراه هوشمند و ... در چند سال اخیر به شدت نسل جوان و نوجوان ایران را مورد حمله قرار داده و همچنین باید بپذیریم که در این امر بسیار هم موفق بوده‌اند!! چه اینکه نوع پوشش دختران و پسران در چند سال اخیر شدیداً تغییر کرده تا جایی که پوشیدن ساپورت‌های نازک و رنگ پوست به پوشش رسمی دختران تبدیل شده و تتوهای عجیب و غریب و آرایش‌هایی که قبلاً فقط نزد دخترها می‌شد سراغشان را گرفت اکنون در میان پسران موج می‌زند!! و یا الفاظ بسیار رکیک و زیر کمری (!!) که در این سالها از دختران 14 سال به بالا در کوچه و خیابان با صدای بلند می‌شنویم که اگر 7-8سال پیش از دهان یک پسر می‌شنیدیم با نگاهی معنا دار به او خیره میشدیم! و یا ارتباط‌های نامشروع دختران زیر 18 سال در همین شهر تهران ، در همین حوالی خودمان می‌بینیم که بی هیچ واهمه‌ای تن به انواع روابط جنسی می‌دهند و حتی بعضاً خودشان از یک پسر درخواست ارتباط جنسی می‌کنند و سپس با یک عمل جراحی و با یک پوزخند معنادار مجدد به یک دختر باکره تبدیل می‌شوند (!!!!) که واقعاً برای جامعه‌ای چون ایران تأسف‌بار است... از دیگر فضایلی که این روزها شاهد هستیم روابط عجیب و غریب و حتی بعضاً ضربدری زن و شوهرها با دوستانشان است که این یکی هم در نوع خود افتضاح نمونه‌ای است!! و همه‌ی اینها را اگر از اثرات منفی شبکه‌های اجتماعی ندانیم اما بطور حداقلی می‌توان از 60٪ به بالا مرتبط با آن دانست!
    .
    .
    .
    امشب چند دختر با ظاهری شبیه به یکی از دسته‌هایی که بالا به آن اشاره شد در مقابل دفتر ما شروع به دعوا و داد و بیداد و جلب توجه کردند. اینکه چه بودند و چه گفتند و چه کردند مهم نیست. شاه‌بیت این ماجرا آنجا بود که یکی از این دخترکها که شاید 17 سال بیشتر نداشت در حال صحبت با تلفن به فردی که آن طرف خط در حال شنیدن حرف‌هایش بود چندین فحش آبدار سانسوری (!) داد و خطاب به وی گفت :
     "عکس مادر منو تو گروه Share می‌کنی {بـــــــــیـــــــــپ!}!!!"


    نقطه‌ی اتصال بحث:
    - شبکه‌های اجتماعی برای سلامت روحی و جسمی افراد به شدت مضر هستند.
    - شبکه‌های اجتماعی یک تهدید بالقوه برای آبرو و حریم شخصی افراد جامعه محسوب می‌شوند که این خطر از سوی برخی کاربران همین شبکه‌ها متوجه‌ی برخی دیگر از کاربرانشان می‌شود که خود این دسته از کاربران در نحوه‌ی حفاظت از حریم شخصیشان کوتاهی و سهل‌انگاری می‌کنند.
    - شبکه‌های اجتماعی با نقض حریم خصوصی افراد ، خود نیز تهدیدی مهم به شمار می‌روند و می‌توانند اطلاعات کاربرانشان را در اختیار برخی پایگاه‌های اطلاعاتی قرار دهند.
    - شبکه‌های اجتماعی مکانی مناسب برای برخی روابط اجتماعی و ارائه‌ی نقطه نظرات و دیدگاه‌ها به شمار می‌روند و در برخی موارد زمانی تفریحی و همراهی با دوستان و حتی کسب اطلاعات عمومی را فراهم می‌آورند.

    نظر من :
    فکر می‌کنم شبکه‌های اجتماعی مصداق مثالی هستند که همون روحانی عزیز فرمودند ؛ مثل چاقو! مهم اینه که دست کی باشن! شبکه‌های اجتماعی فرصت بسیار مناسبی هستند ، اگر بدانیم که چگونه باید از این فرصت استفاده کنیم بدون اینکه این استفاده موجبات سوداندوزی برخی و در نهایت تهدید و ضربه زدن به خودمان را فراهم نکند و این میسر نمیشود مگر با اطلاع رسانی عمومی در این زمینه و حتی آموزش‌های لازم از سنین کودکی حتی در مهدها! چرا که این روزها دست هر خردسالی هم یک تبلت یا گوشی هوشمند هست! این وظیفه به عهده‌ی سازمان‌های خودگردان یا NGOها و همین‌طور آموزش و پرورش و رسانه‌های صوتی و تصویری صدا و سیما و حتی رسانه‌های نوشتاری است که با اطلاع‌رسانی دقیق به مردم آموزش بدهند که نحوه‌ و فرهنگ استفاده‌ی صحیح از برنامه‌ها و ابزارهای تحت وب چگونه است؟ چطور می‌توان از حریم شخصی حفاظت نمود و برای تحقق این امر چه باید کرد و چه کارهایی را نباید کرد؟ و ... 
    با چنین آموزش‌هایی فاصله میان خانواده و فرزندان در وهله‌ی اول کم می‌شود و حداقل گامی در این جهت برداشته می‌شود.چه اینکه خیلی از والدین حتی نمی‌دانند که چه تهدیدهایی فرزندانشان را تهدید می‌کند و کلاً از فناوری روز چند قرنی نسبت به فرزندانشان عقب هستند!!
    در نهایت فیلترینگ هوشمند به معنی پاک سازی موارد غیر اخلاقی و نه سلب دسترسی به شبکه‌های اجتماعی و یا رسانه‌هایی که به هر دلیل سلیقه‌ای فیلتر می‌شوند ، راهکار مناسبی است و حتی با ارائه‌ی اینترنت کودکان می توان به این سالم سازی بیش از پیش نیز کمک نمود.


    آخرین ویرایش: سه شنبه 30 دی 1393 03:27

    ارسال دیدگاه
  • طبق معمول یکشنبه‌ها ، رفتم دانشگاه و کلاس برگزار نشد و دست از پا درازتر برگشتم! توی مترو موقع برگشت یه آقای جوونی نقاشی کشیدنش گُل کرد! حالا منم که چند دقیقه قبلش توی ایستگاه به یه کاریکاتوری که شرکت مترو در همین رابطه به دیوار نصب کرده بود فکر میکردم ، این بنده خدا رو که میدیدم یاد اون کاریکاتوره میفتادم!!
    توی کاریکاتور یکی بود که شکل آدمهای عصر حجر بود و داشت روی بدنه‌ی واگن قطارهای مترو با سنگ و یه تیزی به شکل خط میخی یادگاری می‌نوشت! اونهایی که از متروی تهران استفاده می‌کنند می‌دونند که من کدوم کاریکاتور رو میگم! تو حاشیش هم متنی به طنز نوشته شده بود با این مضمون که درسته انسان موجودیه که علاقمند به جاوانگی و موندگار شدنه و همیشه دوست داشته یادگاری از خودش به جای بذاره و... خلاصه تهش اینکه آقا مترو جای یادگاری نوشتن و حکاکی نیست!
    من به این بنده خدا نگاه میکردم به شکل همون کاریکاتوره میدیدمش! یه ضربدر و نقطه ، یه نیم دایره به شکل دهان زیرش ، یه دندون و یه زبون کل چیزی بود که اون بنده خدا کشیده بود روی بدنه‌ی قطار! زیرش هم نوشت Just Smile! بعدم با گوشیش یه عکس از هنری که به خرج داده بود گرفت و احتمالاً توی یکی از شبکه‌های اجتماعی Share میکنه و زیرش می‌نویسه همین الان یهویی!!



    عجب بالا و پایین داره دنیا!! زمانی که من توی دانشگاه قبول شدم اعلام کردند که دانشگاه یک ساختمان جدید خریده و دانشجوهای جدیدالورود باید برن اونجا. حالا کجا؟ به نقشه‌ی تهران که نگاه کنی اون بالای بالا گوشه‌ی سمت راست می‌بینیش!! بعد من می‌گفتم شانس رو بیین دانشگاه بغل گوشمون بود آوردن اینجا! 4 ترم رو اونجا گذروندم و توی این چهار ترم اگر مشکلی داشتم و یا باید به چیزی اعتراض می‌کردم ، به دلیل شاغل بودن و هم اینکه امور اداری همگی در دانشگاه پایین انجام می‌شد به کلی از خیرش می‌گذشتم. سایت دانشگاه هم از همین پایین اداره می‌شد و اخبار برگزاری و عدم برگزاری کلاس‌ها انقدر دیر روی سایت میومد که معمولاً خودم میرسیدم دانشگاه زودتر از سایت از برگزاری یا عدم برگزاری کلاس‌ها و نشست‌ها و... با خبر می‌شدم!!!
    از ترم چهارم به بعد در حرکتی یهویی (!) اعلام کردند که گروه رباتیک از این به بعد کلاس‌هاش توی دانشگاه پایین برگزار میشه و منم کلی خوشحال بودم!! اما یه مدت که گذشت فهمیدم نخیر!! همون جریان کنار دریا و (گلاب به روی مبارکتان) آفتابه بردن اینجا هم صادقه!! کلیه‌ی امور اداری به دانشگاه بالا انتقال داده شد و سایت هم از بالا بروز میشه و حالا که تقریباً یک ماهی از آغاز سال تحصیلی جدید میگذره اصلاً نمیدونیم کدوم کلاس برگزار میشه و کدوم کلاس برگزار نمیشه! کسی هم نیست که بهش اعتراض کنیم!! کی حوصله داره بره دانشگاه بالا..؟!!


    آخرین ویرایش: یکشنبه 27 مهر 1393 22:01

    ارسال دیدگاه
  • چند سالی هست که با بوجود اومدن شبکه‌های اجتماعی یا « Web 2 » وبلاگ‌نویسی و حتی وبلاگ‌خوانی طرفداران خودشو از دست داده و یک جورایی وبلاگ‌نویسان در مثلث برمودای مجازی گیر افتادن . البته ناگفته نماند که کیفیت وبلاگ‌نویسی هم در مجموع به نسبت گذشته پایین اومده و اکثر مطالب کپی‌برداری شده از روی دست دیگرانه.
    با این وجود به نظر من هنوز هم وبلاگ‌نویسی یکی از لذت‌بخش‌ترین کارها در فضای مجازی هستش . توجه به دو نکته خیلی مهمه . اول اینکه باید قبول کنیم که شبکه‌های اجتماعی نقش بسیار مهم و کلیدی در ارتباط بین افراد داره و این جایگاه رو نمیشه کتمان کرد. خود من خیلی از دوستان قدیمم رو در  همین شبکه‌های اجتماعی پیدا کردم . نکته‌ی دوم اینکه طبق آماری که سایت توییتر چندی قبل اعلام کرده بود ، هر توییتی که توسط کاربران ارسال میشه در بهترین حالت ممکن تنها 2 ساعت - اصطلاحا - زنده است و بعد از اون دیگه توسط کاربران دیده نمیشه. در حالی که هر پستی که در وبلاگ منتشر میشه در صورت فعال موندن وبلاگ تا سالهای طولانی در دسترس قرار داره و به خصوص در موتورهای جستجو به نمایش در میاد.
    تنها راه رهایی از این مثلث اینه که وبلاگ‌نویسان به وبلاگ‌نویسی خودشون ادامه بدن و اونهایی که وبلاگ رو رها کردند و به سمت شبکه‌های اجتماعی کشیده شدند به وبلاگشون برگردند و پست‌هاشون رو که در وبلاگشون منتشر می‌کنند در صفحات اجتماعیشون معرفی کنند. به این ترتیب هم وبلاگ‌نویسی به حالت طبیعی بر‌ میگرده و هم در شبکه‌های اجتماعی حضوری مفید خواهیم داشت.

    وبلاگ نویسان در مثلت برمودا - آریوداد


    آخرین ویرایش: سه شنبه 8 مهر 1393 21:33

    ارسال دیدگاه
  • کدام بهتر است؟ شبکه های اجتماعی ایرانی یا خارجی؟ - آریوداد

    با وجود اینکه سالهاست شبکه های اجتماعی ایرانی مثل کلوب در حال فعالیت هستند اما بسیاری از کاربران اینترنت به محض ورود به دنیای مجازی قصد ایجاد یک نام کاربری در شبکه های اجتماعی خارجی چون فیس بوک و توییتر را دارند.اما به چه دلیل؟
    مثل خیلی چیزهای دیگر ایرانی، شبکه های اجتماعی ایرانی دارای کاستی هایی هستند که در وهله ی اول حضور در آنها به شدت در ذوق کاربر میزند. یکی از این موارد کاربر ناپسند بودن برخی از شبکه های اجتماعی ایرانی است. دیگری عدم وجود راهنما و اطلاعات مناسب برای تازه واردان به دنیای مجازیست؛کاری که شبکه های بزرگ اجتماعی تا جایی که بتوانند انجام می دهند و در بخش راهنما سعی می کنند به بیشتر سوالات عمومی کاربران پاسخ دهند.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 19 شهریور 1393 03:47

    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 2 1 2